ميرزا محمد حيدر دوغلات

626

تاريخ رشيدى ( فارسي )

شمس ( 303 پ ) الدين نامى در لباس قلندريه آمده ، زنى ملكه بوده . در آن زمان در هر ولايت كشمير حاكمى بوده . سلطان شمس الدين وى را بر خود لازم گرفته است . بعد از مدتى اين ملكه به ازدواج سلطان شمس الدين رغبت نموده است . بعد از وقوع آن به مرور ، اين سلطان شمس الدين بر تمامى كشمير استيلا يافته است و پسرش سلطان علاء الدين [ به جاى او نشسته است و بعد از وى سلطان قطب الدين ابن علاء الدين ] جاى نشين پدر شده . در زمان وى اميركبير « 1 » على الثانى سيد على همدانى 887 - قدّس سرّه - « 2 » اينجا آمده . چهل روز بيش نباشيده است 888 و پسر وى سلطان سكندر به جاى پدر نشسته دين اسلام را رواج داده ، بتخانه‌ها شكسته ، پسر وى سلطان زين العابدين جاى نشين پدر شده ، پنجاه سال 889 سلطنت كرده ، در تعمير كشمير كوشيده و تمام طوايف اهل عالم را رعايت كرده ، نظر در كفر و اسلام نينداخته . در زمان وى كشمير 890 شهر شده است تا اين زمان آثار وى ظاهر است . از هر صناع و محترفه كه در اكثر شهرها كم مىباشد مثل حكاك و سنگ‌تراش و شيشه‌گر و تابدان 891 تراش و زركوب و غيره كه اين نوع هنرمندان را در روستاها بازار كاسد مىباشد ، در تمام ماوراء النهر بعد از سمرقند و بخارا در هيچ‌جا اين جماعت نمىباشد اما در كشمير از همه اصناف هستند بلكه بسيارند . اين ساخته و پرداخته سلطان زين العابدين است . ديگر بعد از سلطان زين العابدين كار سلطنت كشمير روى به انحطاط آورده و امراء كشمير قوت يافتند . از سلطنت سلاطين كشمير را جز نام باقى نگذاشته‌اند به حدى كه رعايت ظاهر را نيز ترك داده‌اند و آن سلاطين نامان نامراد ، سلامتى سرو عدم ، جلاى وطن را غنيمت شمرده‌اند . به همه حالى درساخته‌اند . و سلطان نادر « 3 » كه امروز مصحوب بنده است و بدانچه متصديان اين ملك رعايت مىنموده‌اند ( 304 ر ) بنده بهتر از آن پيش آمدم . تا سلطان زين العابدين چند كس را اسم سلطنت اطلاق رفته اما بالاستقلال نى . « 4 »

--> ( 1 ) . نب : به . . . اميركبير . ( 2 ) . نگ : - قدّس سرّه . ( 3 ) . نگ : نازك . ( 4 ) . نگ : + فصل صد و يكم .